پنج سال پس از خروج ناگهانی و پرتنش ایالات متحده از افغانستان، بار دیگر جنگی دیگر در منطقه، واشنگتن را با سوالات قدیمی و حلنشدهای روبهرو کرده است. جنگ در ایران، که بهتازگی شدت یافته، ایالات متحده را در وضعیت دشواری قرار داده و این بار نیز مسأله اصلی همان است: وقتی پیروزی نظامی غیرممکن به نظر میرسد، چه چیزی مانع از پایان دادن به درگیریها میشود؟
شباهتهای نگرانکننده میان دو جنگ
جنگ افغانستان، بهویژه پس از خروج نیروهای امریکایی، به عنوان یک شکست استراتژیک بزرگ تلقی میشود. حالا با ادامه تنشها در ایران، بسیاری از تحلیلگران به شباهتهای بین این دو جنگ اشاره میکنند. در هر دو مورد، ایالات متحده با چالشهای سیاسی و نظامی پیچیدهای مواجه است که بهسختی قابل حل به نظر میرسند. در واقع، هر دو جنگ نشاندهنده ناتوانی ایالات متحده در دستیابی به اهداف خود در شرایط بحرانی و با دشمنانی سرسخت است.
چرا جنگها ادامه دارند؟
دلایل ادامهدار بودن جنگها در این منطقه به عوامل متعددی برمیگردد. از یک سو، فقدان یک استراتژی روشن و پایدار از سوی ایالات متحده، و از سوی دیگر، ظهور گروههای شبهنظامی و رادیکال که بهسرعت در حال گسترش هستند، زمینهساز این چالشها شده است. در واقع، ایالات متحده همچنان در تلاش است تا فشارهای بینالمللی و داخلی را مدیریت کند و در عین حال از بروز بحرانهای جدید جلوگیری کند.
در نهایت، این سوال اساسی که آیا ایالات متحده میتواند از تجربیات افغانستان درس بگیرد یا خیر، به یکی از محوریترین مباحث در سیاستهای خارجی این کشور تبدیل شده است. در شرایطی که پیروزی نظامی دور از دسترس به نظر میرسد، آیا واشنگتن قادر خواهد بود تا راهی برای خروج از این بحرانها پیدا کند؟